سنن نامزدی در ونونان
نامزدی و عروسی در ونونان قدیم
در ونونان، خواستگاری توسط ریشسفیدان و بزرگترها انجام میشده است. ابتدا خانواده داماد فردی قابل اعتماد که عموما از بزرگان روستا بود را انتخاب کرده و از او میخواستند پیام خواستگاری(ائلچیلیق) آنان را به خانواده عروس برساند. این فرد را اِئلچی(۵ ایلچی) مینامیدند... چنانچه به هر دلیلی خانوادهای مخالف ازدواج دختر و پسری بودند؛ اغلب با پادرمیانی ریشسفید و ائلچی ختم به خیر میشده است. مراسم خواستگاری یا بله برون (هع_ یوخ) در خانه خانواده عروس برگزار میشده که بزرگان روستا، اقوام پسر و دختر در آن حضور داشتند؛ پس از نهایی شدن صحبتها و چانهزنیهای رایج، قراردادی بین دو طرف بسته میشده که کسمات یا «کسمت» نامیده میشده است که شامل مبلغ شیربها (باشلیق)، مهریه( کبین)، نوع هزینهها و خریدهای عروسی و وظایف طرفین بوده. در پایان مجلس، پس از توافق، کلّه قندی شکسته میشده که نشانهای از رضایت و توافق دو خانواده بوده است (قندسیندیرماق). پس از کسمات، مراسم جشنی با نام شیرینیخوران(شیرینیایچماخ) با دعوت از اهالی روستا در خانه عروس( گلین) به پا میشده و هزینه آن به عهده خانواده داماد( بَی) بوده که با تقدیم انگشتری، لباس و سایر هدایا برای عروس، از طرف خانواده داماد به همراه جشن و پایکوبی(چالچاقیر) انجام و رسماً پیوند دختر و پسر اعلام میشده است. در گذشته، پسر حق ورود به خانه نامزد خود را نداشته؛ تا زمانی که از طرف خانواده عروس، او را پاگشا یا «اَیاق آشماق» کنند که از دو هفته تا دو ماه پس از مراسم نامزدی( آداخلیق) انجام میگرفته. در این مراسم(قوناقلیخ)، هدیهای از طرف خانواده عروس به داماد داده میشده. پسر هم در بقچهای شیرینی و هدیهای برای نامزد خود میبرده است که پس از آن میتوانست در اوقات خاص و کوتاهی به خانه نامزد خود رفت و آمد کند. عقد دائم چند روز قبل از مراسم عروسی جاری میشده و... ...جشن ازدواج( تُوی) از هفت روز مانده به عروسی پس از خرید و آماده سازی لوازم، رسماً شروع میشده ... چند روز قبل از عروسی فردی انتخاب میشده که با هدیه مقداری از تکههای قند به خانوادههای ساکن روستا، از آنان برای مراسم حنابندان و عروسی دعوت میکرد. اهالی نیز به آن فرد، هدیهای به نام «قندپایی» میدادند. افراد دیگری نیز انتخاب میشدند تا دوستان و آشنایان را از سایر روستاها و شهرها دعوت کنند که به آنها «تألیفچی» یا تکلیفچی میگفتند. به اینصورت که با هدیهای که اکثراً شامل لباس یا پارچه یا کلّه قند و یا هر سه آنها بود(بسته به شان دعوت شونده)؛ به خانه آنها که به اصطلاح «خوناخا» یا دوست خانوادگی میگفتند؛ رفته و از آنان برای شرکت در مراسم عروسی دعوت میکردند. به این هدیهها «خلعت» میگفتند. خلعت را به اقوام نزدیک نیز میدادند. تعدادی خلعت از طرف پدر داماد به خانواده عروس، جهت دعوت از نزدیکان عروس برای مراسم عروسی داده میشد...