فرهنگ و تمدن
![]()

کوه قلعه داغی در نزدیکی ونونان و از آثار باستانی و کهن ونونان و روستاهای همجوار آن
فرهنگ و تمدن
از نام ونونان پیداست که زبان غالب ونونانیها پهلوی بوده؛ آداب، رسوم و داستانهایی که از گذشته تا به امروز باقیمانده، نشان از آیین زرتشت دارد.
حدود قرن شش و هفت میلادی آغاز ورود ترکها از آسیای میانه به ایران بود. آنها به صورت ایلیاتی میزیستند و برای دام های خود دنبال چراگاه بودند. تعدادی از اقوام ترک به دلیل وجود چراگاهها و مراتع فراوان در جنوب آذربایجان و اطراف دریاچه ارومیه و دشت و کوههای زنجان ساکن شدند. تثبیت حکومت و زبان آنها از حرکت آق قویونلوها و قراقویونلوها در حدود سال های 780 تا 874 هجری قمری تا تشکیل حکومت شیعی صفوی از سال 907 تا 1148هجری قمری و ترکزبان شدن مناطق غربی ایران و تا ساماندهی ترکها در زمان شاه عباس صفوی ادامه داشت؛ به اوج خود رسید و تا مناطق شرقی همچون ابهر، زبان آذری تکلم میشد. روستای ونونان و اهالی آن نیز از دیرباز تا کنون تحت شرایط کشور و حکومتها بودهاند. زبان آنها از پهلوی به ترکی تغییر پیدا کرد. امروزه به دلیل مهاجرت به شهرها طی سالهای اخیر و آموزش کودکان به زبان فارسی در مدارس، زبان آنان در حال تغییر به فارسی است و اغلب جوانان و کودکان دو زبانه صحبت میکنند. با ورود عربها و تصرف زنجان، به آیین اسلام مشرّف شدند و با ارادتی که قبل از تصرّف، به آلرسول(ع) داشتند؛ و بعد از تصرف که پذیرای عدهای از فراریان شیعه و سادات از دست حکومتهای اموی و عباسی بودند؛ شیعه دوازده امامی را پذیرفتند و نسبت به آن اعتقادات قوی و خالصانهای دارند.
در ونونان ضرب المثلها، باورها، افسانهها، داستانها، اشعار و رسومی از گذشتههای دور تا به امروز، دهان به دهان و سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل شده که متأسفانه اغلب آنها به مرور زمان در حال از بین رفتن و فراموشی است. جایگزین شدن رسانههای جمعی و تبادل سریع اطلاعات، امروزه باعث کم شدن روابط وعدم انتقال بسیاری از مباحث تاریخی و فرهنگی شده و نوعی شکاف اطلاعاتی و فرهنگی در حال رخ دادن است.
«ایمانی» از اشعاری است که در مناسبتهای مختلف با موضوعات مختصّ آن شرایط خوانده میشده که اغلب سرایندههای آن نامعلوم هستند. «ایمانی» اشعاری فُکاهی و زیبا به زبان ترکی هستند که گاهی به صورت تکخوانی به همراه نواختن دایره یا دف و گاه به صورت گروهی خوانده میشده است. آنان برای احوالات مختلف مانند: عروسی، خداحافظی، زمان کرهگیری «تولوخ چالخاماخ»، مراسم شب عید، برای عزیزدرغربت، برای فرزند دختر، برای فرزند پسر، برای خواهر، برادر، برای کوهها و باغات و ... اشعاری داشتند که بسته به مناسبت میخواندند.
وجود مسجد باعمر بیش از 500 سال مویّد فرهنگ بسیار ریشهدار و فراموش شده ونونان است. پرورش علمایی که از گذشتههای دور تا به امروز به جامعه ونونان خدمت کرده و به بارور کردن ارزشهای اخلاقی، فرهنگی و مذهبی روستا کمک زیادی کردهاند، شاهد مثال هستند. رفت و آمد مجتهدین و اهل علم به ونونان تا صدسال پیش میتواند به وجود افراد فرهیخته در ونونان صحّه بگذارد. «شیخبابا» که مزار او هم اکنون جایی برای تجمّع اهالی روستا در مناسبتهای مختلف است، نشان از اهمیّت علما در ونونان و صیانت از آنان دارد.
🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎇
«شیخ بابا» حدود قرن هشتم هجری قمری در زمان «الجایتو» یا همان سلطان محمدخدابنده در زمان حضور علامهحلّی در سلطانیه، میزیسته. شیخبابا گاهی درطول هفته و یا آخر هفته در نماز جمعه سلطانیه به امامت علامه و گاه در مجلس درس ایشان که غالباً در محل زندگی علامه در باغ حلّی بوده شرکت میکرده است. علامه برای سهولت رفت و آمد ایشان، به نقلی دو یا یک قاطر در اختیار شیخ قرار داده بودند. نقل شده در یکی از روزها که ایشان در حال رفتن به سلطانیه بوده مورد حمله راهزنان از روستاهای تخمآباد و سردآباد قرار میگیرد و دارایی او که قاطر بوده به غارت میبرند. شیخ وقتی به سلطانیه میرسد و علامه حال و روز او را میبیند، علّت را جویا میشود؛ شیخ به ایشان داستان را میگوید. علامه به دلیل نفوذ و احترامی که نزد سلطان محمد داشت عدّهای سوارکار و نظامی را سراغ غارتگران میفرستد و آن روستاها را به دلیل ایجاد نا امنی حکم به تخلیه میکند که هم اکنون آثاری از آن روستاها باقی نمانده است. بعد از بازگشت علامه به عراق، شیخ بابا مدتی با شاگرد علامه به نام شیخکاشی نیز در ارتباط بوده ولی بیشترین رفت و آمد ایشان به سلطانیه در زمان علامهحلی ره بوده است.
مقبره شیخ بابا( شیخ وفا) انصاری
علیرغم تحقیقات و پرسوجوهایی که انجام دادیم به تاریخ دقیق تولّد یا وفات ایشان دست نیافتیم. نقل شده که نام ایشان «وفا» بوده ولی سندی که بتوان به آن در این رابطه استناد کرد؛ وجود ندارد. به دلیل تخریب بقعه ایشان توسط روسها حدود صد سال پیش و به غارت رفتن سنگ مزار با ارزش ایشان حدود سالهای 1360 هجری شمسی توسط غارتگران میراث فرهنگی، که به صورت حجاری شده و نقش برجسته بوده؛ تمام اطلاعات دقیق تولد و وفات و نام کوچک ایشان از بین رفته است؛ متاسّفانه امروزه روی مزار ایشان با ترکیب سیمان و ماسه پوشیده شده است و اطلاعات مشخصّی از «شیخبابا» روی آن نقش نکردهاند و کسانی که خود را منسوب به ایشان میدانند؛ اطلّاعی از تاریخ دقیق تولّد یا وفات ایشان ندارد.
حضور شیخبابا در محضر علامه و استفاده از درس ایشان برای شیخ مغتنم بوده. وجود شیخ و پدران او در ونونان در بالا بردن سطح اطلاعات مذهبی مردم روستا و قویتر شدن اعتقادات شیعی اهالی بسیار موثر و مشهود است. ارادت مردم ونونان به ایشان از قدیمالایّام از همین جا نشأت میگیرد.
«شیخ بابا انصاری» خود از نسل فرزندان «جابربنعبدالله انصاری» از صحابه پیامبر و اولین زایر اربعین بر مزار امامحسین(ع) میباشد. فرزندان جابر حدود سالهای هفتاد هجری قمری به دلیل ظلم حجاجبنیوسف بعد از قیام مختار به شیعیان و دوستداران اهل بیت(ع) در مدینه و مکه، ابتدا به نجف رفته؛ سپس به اهواز آمدند. عدهای از آنان در اهواز ساکن شدند و عدهای به سمت اصفهان و همدان آمدند و در آن جا ساکن شدند. پدران شیخ بابا ابتدا در همدان بودند ولی به دلیل تعداد کم شیعیان منطقه همدان در آن زمان و سُنی بودن اغلب مردم و آزار و اذیت شیعیان توسط بومیان و سُنیان منطقه؛ عدهای تصمیم گرفتند به سمت زنجان مهاجرت کنند. تا علاوه بر یافتن مکان امنتر، به تبلیغ تشیع و حمایت از سادات نیز در سایر مناطق اقدام کنند. کوهستانی بودن منطقه باعث شد عدهای از آنان در روستاها پراکنده شوند یکی از این روستاها ونونان و چمه بوده است. بعدها عدهای از چمه به سمت طارم مهاجرت کردهاند. انصاریهای ساکن در این روستاها همگی منسوب به فرزندان جابربنعبدالله انصاری هستند. قابل ذکر است مهاجرت فرزندان جابر از حجاز تا زنجان طی حدود 300 تا 400 سال صورت گرفته است. گفته میشود شجرهنامهای نیز از آنان در طارم وجود دارد. پدران شیخبابا نیز اهل علم و کرامات بودند. پدرشیخ بابا «شیخ محمّد» بوده است. شیخ محمّد نیز عالمی وارسته و صاحب کراماتی بوده است. از احوالات ایشان نقل شده که بدن ایشان مدفون در خاک ونونان بوده است. نقل شده عدّهای در گردنه سعیدآباد، چندتن از سادات را میبینند که جسدی را حمل میکنند علّت را جویا میشوند؛ آنان میگویند: جسد «شیخ محمّد» است به کربلا میبریم تا در آنجا دفن کنیم. «شیخ مسیح» (مسیحالله) احتمالاً پسر شیخ بابا بوده که اطلّاع دقیقی از ایشان نداریم. مزار شیخبابا در ابتدای قبرستان از سمت روستا واقع شده که در گذشته بارها به طمع یافتن اشیاء تاریخی اطراف آن شکافته شده و سنگ قبری که تاریخ دقیق روی آن ثبت شده بود به یغما رفته است. روی مزار ایشان اتاقکی بوده که دو بار در اثر گذشت زمان و یک بار نیز توسط روسها فرو ریخته است که حدود 30 سال پیش بازسازی شده و هم اکنون اتاقی حدود 12 متر با 4 تاقچه و یک در ورودی روی مزار ایشان وجود دارد که مورد احترام و محلّ رجوع و برگزاری بعضی مراسمهای مذهبی میباشد. از شیخ بابا، کرامات زیادی نقل شده است. ازجمله کرامات ایشان طیالارض داشتن ایشان بوده که گفته شده هر روز به سلطانیه رفته و به روستا باز میگشته است. نقل شده عدهای از اهالی بومی ونونان در زمان حیات شیخ به ایشان و کسانی که تازه وارد ونونان شده بودند؛ گاه آزار میرساندند که با رفتار توام با گذشت مهاجرین مواجه میشدند ولی این آزارها تبعاتی برای اهالی بومی داشته است. در زمان قحطی نیز از ایشان کراماتی از جمله ارتزاق یک بچه در حال مرگ که از روستاهای طارم بوده و نجات معجزه آسای او و دهها مورد دیگر نقل شده است. بقعه ایشان حدود سه بار تخریب شده که آخرین آن توسط روسها بوده و کتب ذی قیمت آن که اسنادی از تاریخ هفتصدسال گذشته ونونان که احتمالا آثاری از شیوخ ونونان در آن بوده که درون جعبهای داخل بقعه نگهداری میشده توسط آنان به غارت رفته یا به آتش کشیده شده است. ضمنا گفته شده دلیل دیگری که آنان خود را شیخ بین مردم آن زمان می نامیدند؛ این بوده که نمیخواستند توسط مزدوران اموی یا عباسی به نام انصار شناخته شوند و اصلیت خود را کتمان میکردند.
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
در عصر حاضر نیز ونونان روحانیون با فضل و کمالی را در دامان خود پرورش داده از جمله مرحومین ملا مختار پدر ملاحسین، ملا کلمحمد، ملا علیحسین، ملا آقاجان، ملا جعفر انصاری، حجّت الاسلام محمدحسین انصاری، حجّت الاسلام حاجضیاءالدین انصاری و باقی روحانیون و حجج اسلام- حفظهمالله- که به دلیل کثرت آنان از آوردن نام آنان معذوریم.
امروزه ونونان غیر از علمای دین در سایر دانشها و رشتههای گوناگون علوم از زنان و مردان افراد موفّقی در رشتههای پزشکی، پیراپزشکی، نظامی، علوم انسانی و حقوق، ریاضی، ورزش و هنر را به جامعه تقدیم کرده است که همگی آنان افراد صاحب نظری هستند که خود مشغول خدمت یا تربیت نیروهای جدید میباشند.
🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀
مسجد نوساز ونونان به نام مسجد امام حسین (ع) در دهه هفتاد شمسی به سبک امروزی، روی مسجد قدیمی بنا شده که بیش از 500 سال قدمت داشته و بارها بازسازی شده بود که با مصالح چوب، سنگ و خشت ساخته شده بود؛ دارای منبر چوبی قدیمی و حفاظ چوبی برای جدا کردن بخش زنان و مردان بوده و جعبهای برای نگهداری کُتب و اوراق قدیمی بوده که این محفظه تا قبل از ساخت مسجد جدید در آنجا نگهداری میشده که به گفته اهالی، بزرگان و معمّرین روستا، یک جلد کتاب نفیس قرآن به خط کوفی و طلاکاری شده درون محفظه بوده که در حمله روسها به روستای ونونان به آتش کشیده شده است که نیمی از آن سوخته و مابقی آن نگهداری میشده که بعدها توسط مرحوم ملا آقاجان قسمتهای سوخته آن به سبک سُنّتی ترمیم شده است. این کتاب متعلق بوده به حاج داداش که احتمالا پدر ایشان یا خود حاج داداش، حدود 200 و اندی سال پیش از سفر مکّه آورده بود و در جعبه چوبی نگهداری میشده است. کسانی که این قرآن را دیدهاند، میگویند از آن دسته قرآنهایی که در موزهها نگهداری میشوند، بوده. به گفته اهالی، بعد از ساخت مسجد جدید به همراه اوراق و کتب قدیمی در اطراف روستا دفن شده است!
متاسّفانه اهالی به ارزش این آثار درگذشته نا آگاه بودند به همین دلیل عدّهای سودجو و آگاه به قدمت و ارزش آثار، آنها را از دسترس خارج کردهاند. طی سالهای گذشته با جایگزین شدن ظروفی از جنس ملامین، روی یا آلومینیوم و فروش تعداد بیشماری از ظروف مس، برنج و قلع قدیمی به نام ضایعات، بسیاری از آثاری که میتوانستند برای آیندگان با ارزش باشند از روستا خارج شده و یا از بین رفتهاند.
⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘
وجود مکتبخانه در روستای ونونان که قدمت آن به بیش از 300 سال میرسیده و آموزش دروسی چون قرآن، کتاب حلّیـهالمتّقین، بوستان سعدی و کتب دیگر تدریس میشده و تا حدود سال 1340 هجری شمسی در روستای ونونان دایر بوده است. از جمله اساتید معروف این مکتبخانه میتوان به شیخ ابراهیم زنجانی از اهالی روستای سرخهدیزج که در حدود سال 1250 هجری شمسی در روستای ونونان مشغول تدریس بوده، اشاره کرد. ایشان بعد از تحصیل در نجف، نقش مهمّی در محکومیت شیخ فضلالله نوری داشته است. ضمناً ایشان اوّلین فرد بوده که شناسنامه را وارد ونونان کرده که ابتدا با مخالفت مردم روبرو شده به دلیل این که نمیخواستند نام زنان و دختران خود را دست اجنبیها دهند و مسئله را ناموسی میدانستند. از دیگر استادان مکتبخانه میتوان به ملاابراهیم، ملاکلمحمد، ملااسماعیل، ملاقاسم، مکتبدارحسنعلی، ملاحاججلال، بانوملاسیاره و بانوسلاطین اشاره کرد. اوّلین مدرسه رسمی و امروزی درحدود سال 1344 در ونونان تأسیس شد که ساختمان آن با همکاری اهالی ساخته شد و دارای سه اتاق بوده است. یک اتاق برای برگزاری کلاس بوده و یک اتاق برای استقرار معلّم و دیگری که اتاق کوچکتری بوده؛ به گفته کهنسالان، از آن به عنوان زندان در مواقع ایجاد اختلاف و نزاع بین اهالی، یک یا چند تن را در آن زندانی میکردند که مشکل غالباً با پادرمیانی بزرگان روستا حل میشده است. اوّلین معلّم رسمی روستا، آقای نجفی بوده که از طریق سپاه دانش به ونونان آمده است. ایشان علاوه بر تدریس دانشآموزان، قدرت و وظایف یک نظامی را نیز در روستا داشته است. امروزه مدرسه جدید و دوکلاسه در ونونان ساخته شده که دانش آموزان ونونان در مقطع ابتدایی در آن تحصیل میکنند.
تا 40 سال پیش ونونان دارای حمام عمومی به شکل خزینه بوده که آب آن توسط آتشخانه گرم و هر پنج روز یکبار عوض میشده است. بعد از ساخت حمام دیگری توسط جهادسازندگی که به صورت بهداشتی و دارای دوش بوده؛ متروکه شده و از بین رفته است. امروزه به دلیل وجود حمام در منازل، حمام عمومی نیز متروکه و استفادهای از آن نمیشود.
🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻
خانه بهداشت روستا تا سال 1397 توسط آقای ضیالدین انصاری و همسرشان فرح انصاری اداره میشد که بعد از بازنشستگی آنان، توسط فردی از روستای برنقور اداره میشود. درگذشته درمان بیماریها به صورت طبّ گیاهی و سنّتی بوده است. تا پیش از رایج شدن واکسیناسیون در ونونان اغلب کودکان بر اثر بیماریهای مُسری و صعبالعلاج از بین میرفتند یا دچار عوارض و مشکلات ناشی از آنها میشدند. گاه هنگام شیوع بیماریهایی چون: سرخک، سرخجه، فلج اطفال و... از یک خانواده یک یا چند کودک همزمان از بین میرفتند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، واکسیناسیون وارد روستا شد و اغلب بیماریهایی که کودکان را درگیر میکرد و باعث از بین رفتن آنها میشد، از ونونان ریشهکن شد.
در گذشته برای درمان بیماریها گاهی حکیم از شهر میآمد که چند روزی در منزل یکی از اهالی اقامت و بیماران را درمان میکرد. یکی از آنها به نام «میرزا منافی» بوده که به حکیم چشم معروف بوده و در خانه میرزا اسدالله، پدر ملاامینالله اقامت داشته و طبابت میکرده. تأسیس خانه بهداشت و استقرار بهورزها تاثیر زیادی در حفظ سلامت روستائیان داشته است. از جمله وظایف بهورزها عبارتاند از: ثبت اطلاعات خانوارها و سرشماری آنان؛ آموزش بهداشت عمومی؛ مراقبت از زنان باردار؛ مراقبت از کودکان؛ بهداشت مدارس؛ واکسیناسیون و بهداشت محیط و بیماریابی و... . متاسّفانه بعد از بازنشست شدن بهورزهای روستا فردی که ساکن و مستقرّ در ونونان باشد، برای این مسئولیّت انتخاب نشده و بهورز جدید دو روز در هفته در خانه بهداشت حضور دارد که این موضوع میتواند در بلند مدّت تاثیر نامطلوب بر بهداشت اهالی مخصوصاً در مواقع اورژانس و خاص داشته باشد.
انصاری، هاجر، ونونان، ۱۳۹۹.
ژئومورفولوژی ونونان
سنگ گچ، سنگ آهک، سنگ مس،زغال سنگ و انواع سنگهای کوارتز، آهن، گاهی طلای هرزه و روی، در کوههای ونونان مشاهده شده است.
ارتفاعات ونونان ژئومورفولوژی کوهساز دارد. آبهای ونونان از طریق رود قزلاوزن و سفیدرود به دریای خزر میریزد.
