آداب و رسوم و زندگی اجتماعی
 

«کَلکش» کلمه‌ای به زبان پهلوی و نام کوهی در جنوب غرب ونونان است. این کوه در مرز بین روستای ونونان و روستای کاکاآباد واقع شده است. وجه تسمیه کوه کلکش بدین شرح است: کَل+کَش= کلکش کَل: بز کوهی؛ بُز کّش: کشیدن؛ کشیده شدن    مردم قدیم اعتقاد داشتند؛ کلکش کوهی است که در آن کَلی غیب و از نظر پنهان شده است.   گفته می‌شود برای ایمنی گوسفندان از بیماری، هر سال بین بهار و تابستان، گله را آن جا برده؛ دور صخره‌ای که بالای کوه کلکش می‌باشد؛ می‌گرداندند. شاهدان عینی و سالخوردگان ونونان می‌گویند‌‌‌: در کلکش، گوسفندان از خود صداهایی غیر معمول درآورده و دور صخره واقع در آن می‌چرخند. سپس چوپان، طبق سنتی قدیمی، عصای خود را کنار صخره روی کوه کلکش می‌گذارد و بدون عصا به روستا بر می‌گردد. در پایان، گله‌داران به رسم کهن به چوپان هدیه‌ای می‌دهند... ...کلکش کوهی است که علاوه بر دارا بودن موقعیت ژئوپلتیکی و جغرافیایی خاص، دارای قدمت و تاریخی قابل بررسی از جهات تاریخی، فنی و... ویرایش دوم.

https://s4.uupload.ir/files/۲۰۲۱۰۶۲۳_۰۹۲۹۰۰_fu69.jpg #ونونان ...«وَنونان» (با حروف لاتین: vanoonan) کلمه‎ای به زبان پهلوی می‎باشد که از دو بخش «وَنو» و «نان» تشکیل شده است به معنای جایی با درختان فراوان، با برکت و فراوانی. «وَن» و «ونو» در زبان پهلوی به معنای درخت و جنگل از نوع وَن می‎باشد.این درخت، نام‌های محلی گوناگونی دارد. مانند: « ون»، «دردار»، «وند»، «ونو»، «بناو»، «بنو»، «اهر»، «نباوج»، «قوش دیلی»، «تلک وتلکوچی»، «خوش تباخ»، «لسان العصفور»، «لسان العصافیر»، «بنوش»، «سروو» و "زبان گنجشک". امروزه نیز با وجود درختان میوه فراوان، درختان وَن در باغات و کنار رودخانه‏‌ها به صورت خودرو دیده می‎شوند. در گویش محلی، اهالی امروزی، گاهی به درخت وَن، وَم نیز می‌گویند. کلمه «وَن» در نام سایر روستاها و شهرهای ایران نیز استفاده شده است؛ برای مثال: روستای وَن در کاشان، روستای وَنایی در اسلام‎آباد، روستای وَناجم در ساری، شهرستان وَنک در اصفهان، روستای وَنک- که امروزه در داخل بافت شهری تهران واقع شده و روستای ونان در قم؛ از‌ین دست اسامی هستند که همگی به گواه تاریخ شناسان دارای پیشینه‌ هزاران ساله می‎باشند. «نان» هم، واژه‌ای است که در زبان پهلوی به معنای برکت است و نام دیگر آن، محصولی است که از گندم آردشده- گندم هم نماد برکت است- به دست می‎آید. کلمه ونونان در میان ساکنان امروزی و تر‌ک‌زبان این روستا «ونّان» تلفظ می‎شود. ونونان و نواحی اطراف آن از روستاهای قدیمی با پیشینه بیش از دو هزار ساله می‎باشد. به دلیل وجود زاغه‎های مختلف و گاه به ‎هم ‎پیوسته و تاریخی، به ونونان، روستای زاغه‎ها هم گفته شده است... ...برآوردها و اسناد تاریخی متعدد، وجود مردمان آریایی تبار که مسلط به فرهنگ، مذهب و زبان پهلوی بودند و ساکنان اولیه ونونان را تشکیل می‌دادند را گواهی می‌دهند... 

سنن نامزدی در ونونان

 نامزدی و عروسی در ونونان قدیم

در ونونان، خواستگاری توسط ریش‌سفیدان و بزرگترها انجام می‌شده است. ابتدا خانواده داماد فردی قابل اعتماد که عموما از بزرگان روستا بود را انتخاب کرده و از او می‌خواستند پیام خواستگاری(ائلچی‌لیق) آنان را به خانواده عروس برساند. این فرد را ‌اِئلچی(۵ ایلچی) می‌نامیدند... چنان‌چه به هر دلیلی خانواده‌ای مخالف ازدواج دختر و پسری بودند؛ اغلب با پادرمیانی ریش‌سفید و ائلچی ختم به‌ خیر می‌شده است. مراسم خواستگاری یا بله برون (هع_ یوخ) در خانه خانواده عروس برگزار می‌شده که بزرگان روستا، اقوام پسر و دختر در آن حضور داشتند؛ پس از نهایی شدن صحبت‌ها و چانه‌زنی‌های رایج، قراردادی بین دو طرف بسته می‌شده که کسمات یا «کسمت» نامیده می‌شده است که شامل مبلغ شیربها (باشلیق)، مهریه( کبین)، نوع هزینه‌ها و خریدهای عروسی و وظایف طرفین بوده. در پایان مجلس، پس از توافق، کلّه قندی شکسته می‌شده که نشانه‌‌ای از رضایت و توافق دو خانواده بوده است (قندسیندیرماق). پس از کسمات، مراسم جشنی با نام شیرینی‌خوران(شیرینی‌ایچماخ) با دعوت از اهالی روستا در خانه‌ عروس( گلین) به پا می‌شده و هزینه‌ آن به عهده‌ خانواده‌ داماد( بَی) بوده که با تقدیم انگشتری، لباس و سایر هدایا برای عروس، از طرف خانواده‌ داماد به همراه جشن و پایکوبی(چال‌چاقیر) انجام و رسماً پیوند دختر و پسر اعلام می‌شده است. در گذشته، پسر حق ورود به خانه‌ نامزد خود را نداشته؛ تا زمانی که از طرف خانواده‌ عروس، او را پاگشا یا «اَیاق آشماق» کنند که از دو هفته تا دو ماه پس از مراسم نامزدی( آداخلیق) انجام می‌گرفته. در این مراسم(قوناقلیخ)، هدیه‌ای از طرف خانواده عروس به داماد داده می‌شده. پسر هم در بقچه‌ای شیرینی و هدیه‌ای برای نامزد خود می‌برده است که پس از آن می‌توانست در اوقات خاص و کوتاهی به خانه نامزد خود رفت و آمد کند. عقد دائم چند روز قبل از مراسم عروسی جاری می‌شده و... ...جشن ازدواج( تُوی) از هفت ‌روز مانده به عروسی پس از خرید و آماده سازی لوازم، رسماً شروع می‌شده ... چند روز قبل از عروسی فردی انتخاب می‌شده که با هدیه مقداری از تکه‌های قند به خانواده‌های ساکن روستا، از آنان برای مراسم حنابندان و عروسی دعوت می‌کرد. اهالی نیز به آن فرد، هدیه‌ای به نام «قندپایی» می‌دادند. افراد دیگری نیز انتخاب می‌شدند تا دوستان و آشنایان را از سایر روستاها و شهرها دعوت کنند که به‌ آنها «تألیف‌چی» یا تکلیف‌چی می‌گفتند. به این‌صورت که با هدیه‌ای که اکثراً شامل لباس یا پارچه یا کلّه قند و یا هر سه آنها بود(بسته به شان دعوت شونده)؛ به خانه‌ آنها که به اصطلاح «خوناخا» یا دوست‌ خانوادگی می‌گفتند؛ رفته و از آنان برای شرکت در مراسم عروسی دعوت می‌کردند. به این هدیه‌ها «خلعت» می‌گفتند. خلعت را به اقوام نزدیک نیز می‌دادند. تعدادی خلعت از طرف پدر داماد به خانواده‌ عروس، جهت دعوت از نزدیکان عروس برای مراسم عروسی داده می‌شد...

https://s4.uupload.ir/files/۲۰۲۱۰۵۰۵_۲۱۳۶۳۶_ztb.jpg

تصاویر هوایی۲

https://uupload.ir/files/8pb_img_20210330_181401_786.jpg

#ونونان
...در دهه ۱۳۳۰ هجری شمسی، دولت وقت ایران، تصمیم به تهیه نقشه هوایی با اولویت تعیین دقیق مرزهای ایران با همسایگان و سپس ثبت نقشه هوایی شهرها، روستاها و آبادی‌ها برای حل مشکلات مرزی، حقوقی و ملکی گرفت...
 این پروژه توسط وزارت جنگ آمریکا از سال ۱۳۳۴ تا ۱۳۳۹ با مقیاس ۱:۵۰۰۰۰ و ۱:۲۵۰۰۰ یعنی با دقت حدود ۵ متر انجام شد که نهایتا طبق قرارداد؛ بخشی از این نقشه‌ها تهیه و تحویل مقامات ایران شد. بخش مهمی از این تصاویر هم اکنون در آرشیو اسناد آمریکا نگهداری می‌شوند...
در حدود سال۱۳۳۸ ه ش، تصویر هوایی از روستای ونونان توسط هواپیمای آواکس آمریکا گرفته شد که هم اکنون در آرشیو تصاویر ایران و آمریکا نگه‌داری می‌شود و از قدیمی‌ترین نقشه‌های هوایی ایران به شمار می‌آید.
تغیراتی طی ۱۰۰ سال گذشته در ونونان شاهد هستیم که می‌توان به..

برگرفته از: انصاری، هاجر؛ ونونان، نشر مقاومت( ویرایش دوم)

  BLOGFA.COM